العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

528

شرح كشف المراد ( فارسى )

و از اين گروهند فلاسفه يونان - نصارى - تناسخيه و گروهى از اشاعره و گروه‌هائى از معتزله و اماميه و صوفيه . 2 - گروهى از محققين بر آنند كه اجزائى از همين بدن انسان مخاطب و مكلف است كه نامش اجزاء اصليه است و آن اجزاى معين براى ما مشخص نيست و آن اجزاء اصليه از آغاز ولادت تا پايان زندگى باقى است و هرگز نه بر آنها افزوده شده و نه از آنها كاسته مىشود و زياد شدن و كم شدن و چاقى و لاغرى و اختلاف حالات و تغيير و تحول از آن اجزاء فرعيه‌ايست كه به اين اجزاء اصليه مىپيوندد و خود اينها دو دسته‌اند : 1 - كسانى كه روح مجرّد را قائل نيستند مىگويند : فقط در معاد همان اجزاء اصليه عود مىكنند . 2 - و كسانى كه نفس و روح مجرّد را قائلند مىگويند : در قيامت آن اجزاء اصليه به همراه نفس ناطقه انسانى عود مىكنند با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : يكى از شبهات معاد جسمانى شبهه آكل و مأكول است و آن اينكه : اولا : اگر فرض كنيم كه انسانى انسان ديگر را بخورد و اجزاء بدن او جزء بدن آكل شود اگر اين اجزاء در قيامت به انسان مأكول برگردد لازم مىآيد انسان آكل معدوم شود و بالعكس . و ثانيا : اگر معاد جسمانى حق باشد از دو حال خارج نيست : 1 - يا خداوند تمام اجزاء بدنيه انسان را از اول عمر تا آخر عمر اعاده مىكند . 2 - و يا همان مقدارى كه در هنگام مرگ وجود داشته و هر كدام كه باشد باطل است . امّا اوّلى : بدن پيوسته در حال سوخت و سوز و از دست دادن اجزائى و پيدا شدن اجزاء و سلولهاى جديد است بگونه‌اى كه هر چند سال يك بار كلّ